تبليغاتX
اطلاعات بيوتكنولوژي
يكي از قديمي ترين وبلاگها كه با كمك شما دوستان به كار خود ادامه ميدهد
اغلب سرطانها به سه دسته تقسیم می‌‌شوند:


کارسینوما: شامل سرطان‌هایی می‌‌شود که از سلولهایی که سازنده پوست هستند (مثل سرطان پوست) و یا لایه داخلی اعضا را می‌‌پوشانند (مثل سرطان ریه) و یا سازنده غدد هستند (مثل سرطان سینه) منشا می‌‌گیرد.


سارکوما: این دسته سرطان‌هایی هستند که از بافت همبند مثل غضروف، استخوان و ماهیچه منشاء می‌‌گیرند. از این رو سرطان استخوان یا سرطان ماهیچه را در هر نقطه از بدن سارکوما می‌‌گویند.


لوسمی و لنفوماها: شامل سرطانهایی است که از سلول‌های تشکیل دهنده خون و سلولهای ایمنی منشاء می‌‌گیرد.

در کشورهای غربی، سرطان پوست شایع‌ترین سرطان است و پس از آن سرطان سینه، شش، پروستات، روده بزرگ، مثانه و رحم قرار دارد.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه سوم اسفند 1385ساعت 22:32  توسط پيمان كاظميان حدادي  | 

سَرَطان (به پارسی سره: چَنگار) یعنی رشد، تکثیر و گاهی انتشار غیر طبیعی سلول‌های بدن. بدن انسان از میلیونها میلیون سلول تشکیل شده است که در کنار هم، بافتهایی مانند ماهیچه ها، استخوان و پوست را می‌‌سازند. بیشتر سلول‌های طبیعی بدن در پاسخ به تحریکاتی که از داخل و خارج بدن به آنها وارد می‌‌شود، رشد و تولید مثل می‌کنند و در نهایت می‌‌میرند. اگر این فرآیند در مسیر تعادل و صحیح خود اتفاق بیفتد، بدن سالم می‌‌ماند و عملکرد طبیعی خود را حفظ می‌‌کند. اما مشکلات، زمانی شروع می‌‌شود که برخی از ژن‌های یک یاخته طبیعی دچار جهش شده و سلول به یک سلول سرطانی تبدیل شود. سرطان یک بیماری ژنتیکی است. یک یاخته طبیعی ممکن است بدون هیچ دلیل واضحی به یک سلول سرطانی تبدیل شود، ولی در اغلب موارد، تبدیل در اثر مواجهه مکرر با مواد سرطان زا مانند الکل و دخانیات صورت می‌‌گیرد. شکل ظاهری و نیز عملکرد سلول‌های سرطانی شده با سلول‌های طبیعی تفاوت دارد. جهش یا تغییر ایجاد شده در DNA یا ماده ژنتیکی سلول اتفاق می‌‌افتد. DNA همان مسئول کنترل شکل ظاهری و عملکرد سلول است. وقتی DNA یک سلول تغییر می‌‌کند، آن سلول با سلولهای سالم کنار خود تفاوت می‌‌یابد و دیگر کار سلول‌های طبیعی بدن را انجام نمی‌دهد. این سلول تغییر یافته از سلولهای همسایه اش جدا می‌‌شود و نمی‌داند چه زمانی رشدش باید به پایان برسد و بمیرد. به عبارت دیگر سلول تغییر یافته از دستورها و علائم داخلی که سلولهای دیگر در کنترل آنها هستند، پیروی نمی‌کند و به جای هماهنگی با سلولهای دیگر خودسرانه عمل می‌‌کند.
ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه سوم اسفند 1385ساعت 22:30  توسط پيمان كاظميان حدادي  |